X
تبلیغات
رایتل
جمعه 8 بهمن‌ماه سال 1389 @ 01:08 ب.ظ

تب یزد و کرمان

بالاخر بارون اومد،خدایا مرسی خیلی دوستت دارم.آسمونت پر از رحمت بود زمینت بوی زندگی می داد. 

بارون برای ما که توی سال همیشه چشم براهش هستیم نعمت بزرگیه با یک حس فوق العاده خاص که فقط وقتی از بندر دوری بوی دریا و شرجی قابل مقایسه است. 

بارون اومد و برف شهرهای اطراف و سفید و قشنگ کرده و حس سفر  رو چند برابر! 

توی هوای خوش بندر تب و تاب سفرهای کوتاه زمستونی براه و مریضی های گاه و بیگاه ما بهونه ایه که بارو وبنه رو ببندیم و بریم سفر اما نه به قصد عوض کردن آب و هوا بلکه برای دوا و درمون مریضی های کهنه که تو شهرخودمون براش درمونی پیدا نکردیم.  

توی این چند سال گذشته تب و تاب سفر به شهر یزد و کرمان برای درمان خیلی زیاد شده.نمی دونم عیب شهر ماست که دکتر خوب نداره یا واقعا دکترهای شهرهای دیگه معجزه میکنند!!!  

این روزها که همش حرف صرف جویی و قناعته و درست مصرف کردنه چرا هیچکی به فکر این مسئله نیست؟هزینه زندگیت،هزینه کرایه،خورد و خوراک و اقامت و دوا درمون تو یک شهر دیگه چقدر زیاده! 

جاده ها پراز خطر و رانندههای نا آشنا به جاده وسفر توی برف و سرما باعث به خطر انداختن جون خودشون و همسفراشون می شند.

یک هفته از فوت دایی و دخترش در اثر سهل انگاری راننده و خواب افتادنش توی جاده میگذره.واین روزها مرتب خبر تصادفات جاده ای به گوش میرسه.بد نیست با دیدی باز و نگاهی دقیق تر به این مسئله نگاه کنیم و به جایی چشم و هم چشمی و پزسفر به یزد و کرمان  از امکانات شهرمون به درستی استفاده کنیم و اگر مجبور به سفر هستیم از قطارو وسیله نقلیه عمومی استفاده کنیم .امیدوارم وزارت بهداشت و مسئولین محترم شهرمون به  مسئله عدم اعتماد بیماران به کادر پزشکی استان سعی توجه خاصی داشته باشند.این همه سفر به شهرهای اطراف شاید ضعف و نقصی بزرگ نباشد  اما قابل تامل هست!